خرید بک لینک
سلام به همه دوستان و وبلاگی ها و خواننده های خاموش و روشن :) سال نوتون مبارک ... انشالله سال فوق العاده ای براتون باشه وبلاگ به روایت تصویر :) دستای عشقای من ... که برام فرستادن این عکسو .. رفتن به کافی شاپ با دختر عمه های جان... رفتن به سینما با همون دخترعمه های جان :) فیلمشو دوستیدم حتما ببینید :) متصدی سینما این بلیط رو اینجوری پاره کرده :| کفشای مموشکی من :))) تولد آخرین روز مدرسه تو سال گذشته... 25 اسفند... کیک هنر دست بنده :) ماشالا کدبانوام :)))) لیست فیلم هایی که تو سال 95 دیدم اونایی که ضربدر داره رو ندیدم :) + جای پوستر سرکوب یاس .... عشق من ... خواننده محبوب من خالیه اینجا میزارمش بعدا :)

برچسب: نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

ما اومدیم با تاخیر فراوان ... اونقدر فراوان که چند روز از روز معلم گذشته و بنده تازه دارم پست میزارم :) اول از همه اینکه ما 11 اردیبهشت رفتیم اردو خیلی خوش گذشت جای همگی خالی :) اردو اردوگاه شهید رجایی رضوانشهر بود و خیلییییییی ام شلوغ بود ... دروغ نیست اگه بگم نزدیک 10 تا مدرسه اومده بودند و نکته جالبش این بود که وقتی از بوفه اردوگاه خرید میکردیم واس معلم ها و مربی ها مجانی بود :) البته سوء استفاده نکردیم فقط دوتا نوشابه گرفتیم ... اونم اینجوری متوجه شدم که : + دوتا نوشابه مشکی لطف میکنید .... چقدر تقدیم کنم؟ _ شما مربی هستید ؟ + بله _ بفرمایید از معلما پول نمیگیرم + اینجوری که نمیشه شاید من 10 تا نوشابه بخوام شما نباید ضرر کنید که _ حالا هر وقت 10 تا خواستید پولشو میگیرم + آخه... نمیدونم

برچسب: نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

مینیمال ادم مینیمال نویسی نیستم شایدم بودم و خودم خبر نداشتم :) امروز تو حیاط زنگ آخر با بچه ها گل یا پوچ بازی کردیم .... خیلی باختم ولی کم نیوردم :) + یادم باشه صبح که میخوام برم مدرسه برگه ی سخنرانی مو جا نزارم وگرنه باید بشینم اولیا رو نگاه کنم فقط... فردا جلسه است تاريخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 22:7 | نویسنده : آسایش |

برچسب: مینیمال, نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

مناظره

خب جلسه مناظره ما امروز به پایان رسید

من از عملکرد دولتم دفاع کردم :)

تا جایی که اولیا میگفتند بابای بچه ها میگند که نمیشه خانوم آسایش رو با خودتون ببرید پایه هفتم

گفتم دیگه همین یه کار رو نمیتونم بکنم :/

تاريخ : دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 17:16 | نویسنده : آسایش |

برچسب: نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

امروز آخرین پودمان کار و فناوری تموم شد... آموزش انواع برش ها برای تهیه سالاد فصل... البته زیاد شبیه سالاد کتاب نشده ها ولی به نوبه ی خودش خیلی خوب شده بود ... اضافه اومد واس ناظم ها هم بردند اونام خوششون اومد :) مرحله ی اول : مرحله ی دوم : مرحله ی سوم : + به شخصه اولین بار بود که تو سالاد جوانه گندم میریختم و میخوردم ... خوشمزه بود :) ++ خدایا وقتی یه اتفاق خوبی میافته لطفا با همین فرمون برو جلو...

برچسب: نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

امروز صبح همکارم خوشحال و با خنده وارد دفتر شد گفت دیروز با سرویس مدرسه خونه نرفتی؟ گفتم نه گفت از جلوی سبزی فروشی کنار مدرسه رد شدی گفتم بلی گفت شوهرم اومده بود دنبالم ازم پرسیده شما تو مدرسه تون دبیرستان هم دارید مگه؟ بهش گفته نه فقط ابتدایی داریم شوهرشم گفته پس اون دختر کوچولویه کی بود که لباس فرم مثل شما پوشیده بود از مدرستون بیرون اومد؟ گفت اون خانوم اسایش بود :) +دقیقا نمیدونم باید خوشحال باشم از این حرف یا ناراحت ؟ آخه دیگه تا این حد؟ دختر کوچولو ؟؟؟ هر زنگم داشت واس یکی از معلما تعریف میکرد و میخندید :/

برچسب: نویسنده: سپیده محمودی تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 13:49

صفحه بندی